4- طبقه بندي از لحاظ فيزيولوژي :
در گياهان مختلف سبزينه دار كه فتوسنتز انجام مي شود و در نتيجه مواد غذايي ساخته مي شود اولين محصول پايدار بدست آمده در آنها متفاوت است . بدين معني كه اولين محصول پايدار در دسته اي از گياهان يك اسيد سه كربني به نام «3- فسفو گليسيريك اسيد» و دسته اي ديگر يك اسيد چهار كربني به نام« دي كربوكسيليك اسيد » ( داراي دو عامل كربوكسيل COOH- ، مثل اسيد اگزالواستيك ،اسيد ماليك ، اسيد آسپارتيك ) مي باشد . گياهاني كه اولين محصول پايدار حاصل از فتوسنتز آن ها يك اسيد سه كربنه است گياهان C3 و آندسته كه اولين محصول پايدار آن ها چهار كربني است گياهان C4 ناميده مي شوند . گياهان C4 در مقايسه با گياهان C3 از بازدهي فتوسنتزي بيشتري برخوردارند . بر همين پايه علف هاي هرز C4 نسبت به علف هاي هرز C3 قدرت رقابت زيادتري دارند . در تعدادي از گياهان گوشتي فرآيند فتوسنتزي ديگري مشاهده شده كه در شرايط رطوبت كم روزنه ها در شب باز شده و Co2 جذب مي كنند و در روز بسته مي شوند لذا شدت تعرق گياه خيلي كم مي شود . به اين نوع مكانيسم ، متابوليسم كراسولايي (CAM) "Crassulation asid metabolism" مي گويند مانند آگاو ،آناناس ،كاكتوس . كليه ي گياهان (CAM) جزءگياهان گوشتي غير نمكدوست هستند و عموما با محيط هاي خشك سازگارند . برخي از گياهان C3 عبارتند از گندم ،جو ،سلمه ،ترشك ، توق ، تاتوره ،يولاف ،بارهنگ و پنيرك .
از گياهان C4 مانند ذرت ، نيشكر ، اويار سلام ، قياق ،سوروف ، پنجه مرغي ،تاج خروس ،خرفه ،سورگوم ،علف شور ،خار خسك .
5- طبقه بندي بر حسب زيستگاه :
بر اين اساس علف هاي هرز را به دو دسته خاكزي و آبزي تقسيم مي كنند . اين دو دسته از گياهان همانطور كه از نامشان پيداست به ترتيب در خاك و در داخل آب ، روي آب (مانند عدسك آبي ) يا حد فاصل بين آب و خشكي (مانند لويي ) زندگي مي كنند . در بعضي از اراضي كه نسبت به آب غير قابل نفوذ هستند پس از بارندگي ، آب ، زمين را فرا مي گيرد و در آن علف هاي هرزي كه قسمت عمده ي زندگي خود را در آب مي گذرانند ميرويند ولي هنگاميكه آب فروكش مي كند يا تبخير مي شود ،علف هاي هرز نيز از بين مي روند . اين قبيل علف هاي هرز آبزي اغلب با علف هاي هرز مزارع برنج شباهت دارند و عبارتند از قاشق واش ، ني ، ترشك ، تيركمان آبي و لويي .
- زيست شناسي و بوم شناسي (اكولوژي علف هاي هرز ) :
زيست شناسي علف هاي هرز از تندش (جوانه زدن )دانه ، برقراري گياهچه بذري ،رشد و نمو و توليد مثل آنها صحبت مي كند . در صورتي كه بوم شناسي علف هاي هرز ،توسعه ي يك گونه در داخل يك جمعيت و توسعه جمعيت ها در داخل يك جامعه در ناحيه ي معيني مورد بحث قرار مي دهد . عوامل متعدد محيطي اثر عميق روي همه ي اين سيستم ها و فرآيندها دارند . محيط و جامعه زنده با هم اكوسيستم ناميده مي شوند . وراثت ، ريخت يك موجود زنده ، استعداد رشد ، نحوه ي توليد مثل ،طول عمر و ... را تعيين مي نمايد . محيط اندازه ي پيشرفت اين فرآيندهاي حياتي را مشخص مي سازد . كسب اطلاعاتي در مورد زيست شناسي علف هاي هرز و بكارگيري مديريت عوامل محيطي ، تغيير جمعيت ها و جوامع گياهي را در جهت معيني امكان پذير مي سازد .
- تعداد بذر علف هاي هرز :
بقاي نسل گونه هاي مختلف گياهان بستگي زيادي به تعداد بذر توليدي و قوه ناميه آن ها دارد و مطالعات نشان مي دهد كه تعداد بذر گياهان وحشي و علف هاي هرز خيلي بيشتر از انواع اهلي آنهاست و مثلا در يك بوته چاودار وحشي تا 250 عدد بذر شمارش كرده اند. براي نمونه در زير تعدادي از علف هاي هرز و تعداد تقريبي بذر هر يك به ازاي هر بوته ذكر شده است :
|
نام گياه |
تعداد بذر در ازاي يك بوته |
نام گياه |
تعداد بذر در ازاي يك بوته |
|
يولاف |
250 |
گاو پنبه |
17000 |
|
تلخه |
300 |
تاتوره |
23400 |
|
بومادران |
900 |
كيسه كشيش |
38500 |
|
منداب |
1500 |
ترشك |
40000 |
|
اويار سلام |
2400 |
خرفه |
52000 |
|
هفت بند |
3000 |
سلمه |
72000 |
|
سوروف |
7000 |
تاج خروس |
178000 |
براي ارزن وحشي تا 500000 بذر در يك بوته شمارش شده است .
- توليد بذر در شرايط نامساعد :
علف هاي هرز در شرايط نامساعد نيز قادرند بذر توليد كنند . در شرايط نامطلوب و با حاصلخيزي كم زمين ، دماي پايين ، كمي آب و كوتاه بودن فصل رشد ، علف هاي هرز موفق ، بذر توليد مي كنند . مثلا سلمه ،توق ،دم روباهي و تاتوره مي توانند در اواسط شهريور جوانه بزنند و رشد كنند و قبل از فرا رسيدن زمستان و شروع يخبندان بذر هاي خود را توليد كنند . بعضي از آن ها به فاصله كوتاهي پس از گرده افشاني توليد بذر مي كنند . پيچك و فرفيون 10 روز بعد از گرده افشاني بذور كامل را توليد مي كنند .
- سبز شدن بذر علف هاي هرز :
جوانه زني شامل يكسري مراحل پي در پي مي باشد كه به فعال شدن رويان و ظهور آن از دانه منجر مي شود و براي رخداد اين فرآيند ، بذر ها احتياج به محيطي دارند كه رطوبت ، اكسيژن ،حرارت و نور مناسب را فراهم سازد . جوانه زدن شامل حوادث مورفولوژيكي و فيزيولوژيكي زير مي شود :
1- آماس و جذب آب 2- آبگيري بافت ها 3- جذب O2 4- فعاليت آنزيمي و هضم
5- انتقال مولكول هاي هيدروليز شده به محور جنين 6- افزايش تنفس و ساختن مواد
7- شروع تقسيم سلولي و بزرگ شدن آنها 8- ظاهر شدن جنين
تكثير و انتشار علف هاي هرز به ظرفيت جوانه زدن ، قدرت جوانه زدن و دوره خواب بذر آن ها بستگي دارد . بذر تعدادي از علفهاي هرز قوه ي ناميه ي خود را ساليان دراز در خاك حفظ مي كنند . بذر علف هاي هرز همگي قادر نيستند به محض جدا شدن از گياه مادر و قرار گرفتن در زمين جوانه بزنند . از ميليون ها بذري كه بر زمين مي ريزد فقط تعداد محدودي سبز مي شوند و بقيه به همان وضع در زمين مي مانند كه در واقع اين مدت زندگي پنهان يا دوره خواب بذر مكمل قدرت ناميه ي آن است . در بعضي از علف هاي هرز كه دو يا چند عدد بذر در يك ميوه يا كپسول قرار دارد با مدت زندگي پنهان هر يك از بذر ها متفاوت است . به اين معني كه ممكن است يكي از آن ها بعد از يك ماه و بذر ديگر بعد از يكسال جدا شدن از بوته ، جوانه بزند يا آماده ي جوانه زدن گردد ؛ بدين ترتيب بذر علف هاي هرز در حفظ و بقاياي نسل گياه دخالت دارند و چنين استنباط مي شود كه آيش گذاشتن زمين نمي تواند دافع همه ي علف هاي هرز باشد .
- دوره ي خواب بذر :
دانه هايي كه يكي از شرايط لازم جهت جوانه زني را در اختيار نداشته باشند در يك دوره ي استراحت (سكون ، "Quiesence" ) به سر برده و به محض اينكه شرايط لازم فراهم گردد جوانه خواهند زد . اگر شرايط لازم براي جوانه زني فراهم باشد ولي دانه در حالي كه زنده است نتواند جوانه بزند در آن صورت در حال خواب (خفتگي ) " Dormancy" به سر مي برد .
- قوه ي ناميه ي بذر علف هاي بذر :
عبارتست از توانايي بذر علف هرز براي جوانه زدن كه با درصد جوانه زدن ، سرعت جوانه زدن و قدرت بوته هاي حاصل ارزيابي مي شود . عواملي مانند سن بذر و شرايط نگهداري آن بر قوه ي ناميه ي بذر تاثير مي گذارند . بعضي از علف هاي هرز قوه ي ناميه ي بذرهايشان بين 2 تا 5 سال مي باشد ولي اكثر آن ها بذرشان تا چند سال بعد نيز باروري خود را حفظ مي كنند مثلا بذر ترشك پس از 70 سال سبز مي شود . حفظ قوه ي ناميه ي بذر طي سال هاي متمادي همراه با تعداد فراوان آن براي علف هاي هرز اين امكان را بوجود مي آورد كه در صورت استقرار در زمين رشد ونمو بعدي آن ها تضمين شود . بدين ترتيب ممكن است يك علف هرز براي چندين سال پي در پي بطور موثر كنترل شود ولي در صورت بي دقتي در روش هاي كنترل دوباره بصورت يك مشكل عمده بروز نمايد .
- سازش براي سهولت در پراكنده شدن :
ميوه و بذر علف هاي هرز براي تسهيل در پراكنش خود سازش يافته اند و براحتي قابل انتقال هستند . بذر تعدادي از علف هاي هرز خار دارند و بدينوسيله به پر ،خز ، موي حيوانات و لباس انسان چسبيده و جابجا مي شوند . تعدادي چتر و بال دارند كه سبب سهولت پراكنش آنها با باد مي شوند . در برخي ساختمان متورم يا چوب پنبه اي باعث مي شود كه روي آب شناور بمانند. بذر هايي كه فاقد اين خصوصيات هستند با ماشين آلات كشاورزي ،اتومبيل ،هواپيما ،كشتي يا محصولات كشاورزي و جنگلي آلوده براحتي منتقل مي شوند.
- عوامل انتشار بذر علف هاي هرز :
1- باد 2-آب 3- جانوران 4- انسان 5- بذر گياهان زراعي 6- ادوات كشاورزي 7- نهال و نشا
8- كود هاي دامي
- غير قابل تفكيك بودن بذر :
بذر بسياري از علف هاي هرز در صورتي كه با بذر گياهان زراعي مخلوط شود به سختي قابل تشخيص يا تفكيك از هم هستند . بسياري از علف هاي هرز بذرهايي توليد مي كنند كه از نظر شكل و اندازه با بذر گياهان زراعي تفاوت چنداني ندارند ؛ اين شباهت در شكل و اندازه باعث مي شود كه هنگام بوجاري نتوان آن ها را از هم جدا كرد ، در نتيجه به مزرعه بر گشته و كاشته مي شوند . مثل يولاف وحشي در داخل غلات ، بذر سس با حبوبات دانه ريز مثل يونجه .
- اكولوژي علف هاي هرز :
تمام موجودات زنده اي كه در يك جامعه ي زيستي عضويت دارند تحت تاثير سه دسته عوامل محيطي قرار مي گيرند . اين سه دسته عوامل موثر در يك محيط عبارتند از :
1- عوامل جوي محيط (عوامل اقليمي )
2- عوامل محيط خاك ( عوامل مربوط به زمين )
3- عوامل زيستي محيط ( عوامل حياتي )
1- رابطه ي علف هاي هرز و عوامل اقليمي : عوامل اقليمي موثر بر رشد ونمو گياهان شامل نور (كيفيت ، شدت ، مدت )،دما (حداقل، حداكثر ، معدل ماهانه ،ساليانه ،روزانه و دوره هاي يخبندان ) ،رطوبت ، باد (جهت ،سرعت ، مدت ) و اتمسفر (ميزان CO2 ،O2 و مواد سمي و رطوبت نسبي ) مي باشد . علف هاي هرز در مقابل شرايط خشكي و سرماهاي بي موقع محفوظ تر مي مانند . اغلب مشاهده مي شود كه بر اثر سرماي شديد ، زراعت از بين مي رود ولي علف هاي هرز كه با زراعت و شرايط واحدي بوده اند مقاومت كرده ، كمتر دچار زيان مي شوند . بذر علف هاي هرز نيز براي انتشار و ماندن در خاك و حفظ قوه ي ناميه ي خود مقاومتر و مجهز تر از بذر گياهان زراعي است .
2- رابطه ي علف هاي هرز و عوامل مربوط زمين : اين عوامل شامل فاكتورهاي توپوگرافيك (نقشه برداري ) ارتفاع و شيب و نيز پارامترهاي مربوط به خاك مثل PH ، بافت خاك ، زه كشي خاك ، حاصلخيزي خاك و مواد آلي و معدني موجود در خاك و ... است.
الف ) ارتفاع محل : علف هايي كه در كنار دريا و در سطح دشت مي رويند با علف هاي هرزي كه در مزارع واقع در ارتفاعات سبز مي شوند كاملا متفاوتند ؛ حتي دو بوته از يك گونه ي علف هرز كه در دو مزرعه متفاوت از لحاظ ارتفاع مي رويند ، ساختمان متفاوتي خواهند داشت .
ب) نوع زمين : منظور از زمين ، داير ، داير يا مخروبه بودن آن است كه با گونه هاي خاص علف هاي هرز بستگي دارد. در زمين داير كه در آن گياهان زراعي كاشته مي شوند هر نوع محصولي علف هرز مخصوص به خود را دارد . در اراضي باير علف هاي هرزي مي رويدكه در ساير اراضي ديده نمي شود . مثلا سلمه تره در اراضي آباد و داير رشد و نمو مي كند و قياق مخصوص مزارع آبي است و در اراضي باير ديده نمي شود . علف هاي هرز باير خاص اين نوع اراضي هستند و در اراضي داير قادر به ادامه زندگي نيستند . اگر زمين بايري به داير تبديل شود علف هاي هرز آن بتدريج عوض مي شوند ؛ خارشتر ، ورك و جغجغه مخصوص اراضي بايرند . در اراضي داير كه الزاما آبياري و كود دهي مي شوند ناچار از بين مي روند . خار خسك معرف اراضي باير است . اراضي مخروبه يا زمين هايي كه چند سالي زير كاشت بوده و بعد رها شده اند نيز علف هاي هرز مخصوص به خود دارند . اكثر علف هاي هرز اين زمين ها هيچ شباهتي با زمان باير بودن يا هنگام داير بودن آن ها ندارند مثلا تاتوره ، تاج ريزي و ازمك از اين دسته علف هاي هرز هستند .
ج) تركيب فيزيكي و شيميايي زمين : يكي از شرايط موفقيت در كشت گياهان زراعي مناسب بودن زمين براي كاشت محصول زراعي مورد نظر است ؛يعني زمين شني يا سبك براي شبدر مناسب است يا براي اسپرس زمين آهكي بايد انتخاب شود . البته اين نوع نتايج با تجربه ي مكرر و تجزيه ي شيميايي خاك بدست مي آيد ولي در گياهان خودرو اين انتخاب به عهده ي طبيعت است . علف هاي هرز موجود در هر مزرعه آن هايي هستند كه توانسته اند خود را با محيط هماهنگ سازند . بنابر اين گونه هاي علف هرز بر حسب جنس زمين و تركيب شيميايي هر زمين محدود و مشخص خواهد شد ، بطوريكه با مشاهده انواع علف هاي هرز در يك مزرعه يا زمين تركيب و جنس آن زمين را به طور تقريب مي توان تعيين كرد مثلا ورك و شبدر مخصوص اراضي شني هستند ،كاهوي وحشي و كاسني مخصوص اراضي رسي اند ،علف شور و اسفناج وحشي در اراضي شور و قليايي مي رويند . آلاله وحشي علف زمين هاي باتلاقي و شقايق و اسپرس وحشي علف هاي اراضي آهكي هستند .